زنی نزد نادر شاه رفت و روسری خود را بر سر نادر انداخت و نادر پرسید این چه کاریست. زن پاسخ داد لچکم بر سرت باد .تو ولیعهد این سرزمین باشی وعربها به من تجاوز کنند .این را گفت و رفت.از ان روز نادر آنقدر از عربها قتل عام کرد که عربها به قصد عذر خواهی پیش نادر رفتند وگفتند دست از قتل عام آنان بردارد نادر گفت شرطی دارم آن هم این است که مردانتان روسری بر سر کنند ومانند زنان در کوچه بازار راه بروند .
چندین سال از زمان نادر گذشته اما هنوز روسری دارند!!!
به اشتراک نذاری ایرانی نیستی...
برچسب:
نویسنده: نوید زارعیان
تاريخ: جمعه
21 آبان
1395 ساعت: 18:38